بسم الله الرحمن الرحیم

                      برهان فقر ذاتی

                 در کلام ایت الله سبحانی

فقر یک شی نشانه احتیاج ان به توانایی است که نیاز ان را برطرف سازد.پدیده های

جهان از اتم تا کهکشان با فقر ذاتی توامند.به گواه این که همگی مسبوق به عدم ونیستی اند.

ازاین جهت باید در تحقق وپیدایش خود به یک غنی تکیه کنند وپرتو ان عدم ونیستی را از خود طرد کنند.

هرچه راکه در جهان تصورکنید نسبت ان به وجود وعدم یکسان است نام این مساوات در لسان دانشمندان امکان است.فلاسفه در ترسیم این مساوات بیانی دارند که به ان اشاره می کنیم;انان دایره ای فرض می کنند ودروسط دایره شیء موردنظر خودراکه فقط دراندیشه وجوددارد قرار می دهنددر یک طرف دایره هستی

ودر طرف مقابل ان نیستی فرض می کنند ومی گویند:پدیده مورد نظراز نظر درون ذات تقاضای هیچ کدام از این دوتا را(هستی ونیستی)ندارد،نه از درون ان عدم می جوشد وخواهان نیستی خود می باشد وگرنه ممتنع بالذات خواهد بود ونه خواهان وجود وهستی می باشد وگرنه واجب الوجود خواهد بود.

بنابر این تمام پدیده هایی که روزی معدوم بودند سپس در زمان های بعد لباس هستی بر تن کردند در حقیقت یک رشته مفاهیم مجرد از وجود وعدم بودند که در وسط دایره قرار گرفته بودند ونسبت ان ها به وجود وعدم یکسان بوده است وگر نه در زمانی از وسط دایره گام به یک طرف نهاده وبه سوی یکی از دو نقطه(هستی ونیستی)سرازیر شده اند به خاطر علتی است که ان ها به یکی از دو طرف سوق داده است واین وجود علت است که آن ها را به سمت وجود و هستی می کشد هم چنان که عدم ونبود علت وجود،آن ها را به سوی عدم می راند.

البته باید توجه شود که برای ظهور و وجود یک پدیده،علتی لازم است که تحت شرایطی به آن هستی ببخشد ولی برای فقدان ونیستی پدیده هیچ نوع فعل و انفعالی لازم نیست،بلکه نبودن همان علت، در فقدان پدیده کافی است.

هم چنین این که می گوییم پدیده ها بر اثر وجود علت به سمت وجود کشیده می شوند به این معنی نیست که موجود پس از انضمام علت،فقر ذاتی را از خود می زداید وبه صورت یک موجود غنی در می آید چرا که این مطلب بی پایه است وچیزی که بالذات فقیر است ممکن نیست بالذات غنی وبی نیاز گردد.بلکه مقصود این است که پدیده با داشتن فقر ذاتی لباس هستی به خود می پوشد بدون آن که فقر ونیاز ذاتی آن از بین برود(به اصطلاح فلسفی پدیده پس از انضمام علت غنی بالعرض گردیده وچنین غنایی با فقر ذاتی قابل جمع است.

 به خاطر همین فقر ذاتی است که نیاز پدیده ها به علت یک نیاز پیوسته وجاودانی است واگر لحظه ای ارتباط آ ن با علت قطع شود اثری از هستی وپدیده در میان نخواهد بود.

این حقیقت را با طرح یک مثال می توان روشن ساخت:

کاخ عظیمی با چراغ های مختلف ومتنوع روشن است ویک فرد نا آگاه فکر می کند که نور آن ها مربوط به خود آن هاست در حالی که این نور مربوط به دستگاه مولد برق است که اگر یک لحظه ارتباط ش با آن قطع شود همه کاخ در تاریکی فرو می رود.

 قرآن به این برهان استوار تصریح کرده:

                                   یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید

از نظر قرآن انسان نه تنها پیش از وجود،فقیر ومحتاج به سوی خداست بلکه پس از پوشیدن لباس هستی نیز به فقر و نیاز محکوم است چنان که می فرماید:«انتم الفقراء الی الله»یعنی هم اکنون نیز فقیر ونیاز مندید.

                                                                     منشورجاوید ج 2آیتالله سبحانی ص129-136