برهان  معجزه

در کلام علامه جوادی

معجزات یا رخدادهای غیر عادی که در اثر دعا ونظیر آنحاصل می شود،امدادهای غیبی که در زندگی افراد پدید می آید،یا ظهور برخی حوادث غیر قابل کنترل وپیش بینی که به حل بعضی از معضلات اجتماعی منجر می شود یا بروز برخی بارقه های ذهنی که بعضی مشکلات علمی را به صورت ناگهانی برطرف می کند،از جمله اموری هستند که به صورت مقدمه برای اثبات واجب توسط برخی متکلمان غربی مسیحی به کار رفته اند.

به این بیان که نظیر حوادث یاد شده وجود دارد واین گونه حوادث مبدا وعلت مادی وطبیعی ندارند،وناگزیرعلت ومبدای غیر مادی که سبب پیدایش آن هاست ،وجود دارد.

برهان فوق اگر به براهینی نظیر برهان امکان ووجوب بازگشت نکند هرگز صلاحیت اثبات واجب را نداشته واشکالات فراوانی بر آن وارد می شود،از جمله:

کسانی که رخدادهای غیر عادی را نیازموده اندوتجارب مربوط به این حوادث ،به صورت یقینی به آن ها منتقل نشده باشد می توانند در اصل وقایع یاد شده تردید کنند.

بر فرض قبول حوادث یاد شده،استناد آن ها به واجب ودر نتیجه اثبات خداوند از این طریق،می تواند محل  شک  وتردید باشد. زیرا استناد بعه واجب در صورتی تام خواهد بود که اولا اصل علیت مورد اذعان بوده ومعلول بودن حوادث یاد شده محرز باشد،ثانیا همه راه های طبیعی وغیر طبیعی که می تواند به ایجاد آن ها منجر شود تصویر گردد وثالثا علیت همه ی راه های تصویر شده به استثنای علیت واجب تعالی ابطال شود.

طرح برهان به صورت یاد شده موجب شده است تا کسانی که در اصل علیت تردید دارند واز فهم وتفسیر عقلی آن عاجزند ،آن رامورد نقد قرار دهند  چنان که بر فرض قبول علیت ،چون راه های دیگری که در توجیه این گونه حوادث می تواند موثر باشد ،ابطال نشده اند،برهان یاد شده هم چنان ناتمام است.

حوادث غیر عادی وغیر منتظره ای که در محدوده ی جان آدمی رخ می دهد مانند کشف دفعی مطالب علمی یا کسب ناگهانی فضیلت عملی که با بروز جاذبه های روحانی حاصل می شود،می تواند در گذشته ی زند گی انسان برخوردار از چنین نعمت علمی یا عملی ریشه داشته باشد.استاد علامه شعرانیمی فرمودند:گاه انسان در اوایل تحصیل گفتاری را از استاد خود می شنود وآن را در گوشه ی ذهن خود بایگانی می کند پس از 20،30سال در طی بررسی های علمی دیگر بار آن مطلب در ذهن او ظاهر می شود واو گمان می کند مطلب مزبور از بارقه های ذهن خود اوست ومدعی می شود که «هذاممالم یسبقنی الیه احد»

حوادث غیر عادی وامدادهای غیبی می تواند در ایجاد یقین روانشناختی موثر باشد،لیکن این گونه از یقین ها که همهن آرامش وتمکین عملی است غیر از یقین علمی است که باضرورت منطقی قرین وهمراه است ،در براهین عقلی نمی توان به چیزی کم تر از یقین منطقی که تمکین نظری را تامین می کند اکتفا کرد.

معجزه مسئله ای است که حکیمان و متکلمان الهی برای اثبات نبوت از آن استفاده میکنند و هرگز آن را در اثبات ذات واجب به کار نبرده اند. در قرآن مجید نیز همواره معجزه آیت و نشانه رسالت پیامبری است که داعیه نبوت نموده و بر نبوت خاصه آن نبی گواهی میدهد و چون نبوت خاص ثابت شود نبوت عام نیز در ضمن آن ثابت خواهد شد.

معجزه به عنوان کار خارق عادت و امری که به علل و اسباب طبیعی یا شناخته شده آنها نتواند استناء پیدا کند    برای کسی که قبلآ بر ذات واجب برهان اقامه نکرده باشد و برخی از اسماء و صفات او نظیر مد بر و هاری بودن وی را نپذیرفته باشد یا حتی از اثبات نبوت عامه عاجز مانده باشد و نیز برای کسیکه در اصل علیت تردید نموده و احتمال صرفه و اتفاق را بدهد و همچنین برای اشخاصی که ادراک حسی  را تنها در آگاهی و معرفت علمی دانستند و دیگر دانسته ها را فاقد ارزش جهان شناختی میخوانند  به شیوه های منطقی  بر ذات باری تعالی دلالت نمیکنند.