برهان تجربه دینی

درکلام علامه جوادی

ازجمله براهینی که فاقد صورت فلسفی وبرهانی است استدلالی است که برهان تجربه دینی نام گرفته است وبر تجربه ها ،دریافت ها وشهود های افراد نسبت به واقعیتی استوار است که از ارزش وقداستی عمیق بر خوردار است.

 

لیکن اولاشهود دارای مراتب ومراحل مختلف است وشهود های جزئی ومتزلزل حتی در حین مشاهده با یقین قرین نیست وثانیا شهود عارف برای کسی که از آن محروم است، معرفت یقینی به دنبال نمی آورد،هر چند گه محروم از شهود در برخی از موارد نمیتواند برهان یقینی  برای انکار یابطلان مشهود دیگران اقامه کند.

کسی که از شهود بی بهره است،تنها در صورتی می تواند به مشهود دیگری آگاهی ویقین پیداکند که بر وجود آن برهان اقامه کند.این برهان یا به طور مستقیم بر حقیقت مشهود اقامه می شود مانند براهینی که در اثبات وجود خداوند است یا آن که کسی پس اثبات عصمت صاحب کشف در مراحل سه گانه دریافت وحی ،حفظ و ابلاغ،باوساطت گفتار معصوم به نتیجه می رسد.برخی صاحب نظران ،از شهود وتجربه دینی دیگران بر تحقق خدا،به این صورت برهان اقامه نموده اند:

شهود نسبت به یک واقعیت مقدس وارزشمند وجود دارد واین شهود نمی تواند به استناد یابد،پس یک واقعیت فوق طبیعی که خداوند است،وجود دارد.در صورتی که مقدمه اول استدلال فوق مورد قبول افراد محروم از شهود قرار گیرد از جهت مقدمه دوم مخدوش است زیرا اولا کبری در صورت تمامیت تنها موجود فوق طبیعی را اثبات می کند وو وجوب وجود ویگانگی رااثبات نمی کند.گر چه بحث کنونی در اصل اثبات واجب است ،نه اوصاف ذاتی وی.ثانیا:کبرای قیاس به برهان نیازمند است چنان که در برخی تئوری های روانکاوانه ،سبب علت پیدایش تجربیات دینی را همان غرایز بشری یا واقعیتی به نام وجدان اجتماعی معرفی می کند.

بنابر این تجربه دینی به صرف این که یک شهود وجدانی است،برای صاحب شهود یاغیرآن،یقین علمی به بار نمی آورد.صاحب شهود تنها در صورتی به مشهود خود یقین پیدا می کند که در حین شهود از حق الیقین برخوردار باشد،در غیر این صورت باید پس از شهود ،با برهان عقلی بر مشهود خود استدلال کند.