بسم الله الرحمن الرحيم

روز يازدهم

متن :

اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَيَّ فِيهِ الْإِحْسَانَ وَ كَرِّهْ إِلَيَّ فِيهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ وَ حَرِّمْ عَلَيَّ فِيهِ السَّخَطَ وَ النِّيرَانَ بِعَوْنِكَ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِين‏ [1]

ترجمه:

 اى خدا در اين روز احسان و نيكويى را محبوب من و فسق و معاصى را ناپسند من قرار ده و در اين روز خشم و آتش قهرت را بر من حرام گردان به يارى خود اى فريادرس فرياد خواهان.

اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَيَّ فِيهِ الْإِحْسَانَ

خدايا كاري كن كه خوبي ها  را دوست داشته باشم و از بدي ها  بدم بيايد و عبادت و خوبي نزد من محبوب باشد . و اين دعاي خيلي خوبي هست كه انسان طوري باشد كه از كار خوب لذت برد . اگر خواستي كار خوبي انجام بدهي مخفيانه انجام بده به قصد قربت انجام بده ؛ اگر باخبري كه همسايه ات تنگدست هست خيرات و صدقات خود را به شخص ناشناسي ؛ به يك بار بري بده مثلا ؛ بگو اين قالي را برو بده در خانه فلاني  ؛ تا خدايي نخواسته همسايه ات خجل نشود . طوري زندگي كنيد كه آبروي كسي را نريزيد . در احسان اهل رياكاري نباشيد . كه اگر اينگونه بوديد در قيامت براي شما اجر و پاداش نيست .

چيز خوب هم صدقه بدهيد ؛ اگر متمكن هستي جنس اعلاء را براي صدقه و خيرات كنار بگذار ؛ شخص متمكني مي گفت براي زكات فطريه جو مي شود داد ؟ به او گفتم : مگر خود تو نان جو مي خوري ؛ تو كه وضعت خوب هست برنج اعلاي آستانه اشرفيه بده؟ چرا جو مي دهي ؟! تازه وقتي هم به درب منزل مستحق بردي نگو اين فطريه هست ؛ تو چكار داري بگويي اين برنجي كه آورده ام ؛ فطريه هست ! بگو به منزلتان مي آمدم خواستم دست خالي نيايم ؛ بگو عيدي هست و.. كاري نكن كه فاميل فقيرت ؛ همسايه تنگدستت خجالت بكشد .

بهترين خوبي ها اين هست كه آدمي به فاميل نادارش كمك كند ، بعضي ها به فاميل نمي دهند و به ديگران  مي دهند ؛ حتي مرحوم آيت الله العظمي بروجردي ( ره ) احتياط مي كردند و مي فرمود : اگر در شهر تان مستحق وجود دارد ؛ اشكال دارد كه فطريه را به شهر هاي ديگر بفرستيد . پس اگر شما اهل تهران باشيد و پول فطريه را فرستادي اصفهان اگر اين پول در بين راه تلف شد شما ضامن هستي و بايد يك مرتبه ديگر اين پول را بدهي .

پس دعا دعاي خيلي خوبي هست ؛ از خدا بخواهيم كه احسان را در نزد ما محبوب كند .

حديث

در حديث وارد شده است « خيركم من اطعم الطعام » [2] بهترين شماها كساني هستند كه اطعام طعام مي كنند ؛ غذا درست مي كند و به ديگران اطعام مي كند

خاطره :

درقديم رسم بود كسي كه مرده اي  داشت در شب هاي جمعه همان غذايي كه ميت ايشان  دوست داشت مي پختند و خيرات مي كردند ؛ مثلا اگر پدر مرحوم كسي قيمه پلو دوست داشت شب جمعه آن را تهيه مي كردند و خيرات مي كردند و...در روايت آمده است كه ارواح مردگان مومنين در شب هاي جمعه  بر بالاي پشت بام منازل اقارب و خويشان سر مي زنند و مي گويند : آن لقمه هايي كه جلوي سگان مي اندازيد به نيت ما خيرات كنيد!  ما محتاج هستيم ، التماس مي كنند! [3]

بياد دارم ، زماني كه بچه سال بودم و در مغازه پدرم  كار مي كردم ، بعضي ها سوار بر گاري ؛ سيب قندي آورده بودند و داد مي زدند ؛« خير مرده ها » . شما هم  براي  اموات خيرات داشته باشيد . اما متاسفانه الان كسي به فكر مردگان نيست ! آن وقت مي گويند : آقا كار من پيچيده است و گره در زندگي دارم ؛ بايد چكار كنم !؟ وقتي پدرت ازت راضي نيست همين مي شود ديگر  . اگر هم بگويي پدرم تا زنده بود از من راضي بود آن مربوط به زمان حيات آن خدا بيامرز هست نه حالا كه او را فراموش كرده ايي ! الان كه دست او از دنيا كوتاه هست و تو براي او كار خيري نمي كني از تو ناراضي هست

حديث :

در روايت آمده است : بعضي از افراد هستند كه در زمان حيات والدين آنها از ايشان راضي بودند و بعد از مرگ از فرزندان خود ؛ ناراضي هستند . [4]

حكايت :

شخصي در خواب ديد كه ارواح مومنين به سرعت به سوي بهشت در حركت هستند و در بين ايشان شخصي بود كه لنگ لنگان به سوي بهشت قدم برمي داشت ؛ از او سئوال كرد: علت اينكه شما به آهستگي در حال حركت به سوي بهشت هستيد چيست ؟

مرد جواب داد: آن  ارواح مومنيني كه به سرعت حركت مي كنند بخاطر اين است كه اولاد  آنها نسبت به اموات خود ، اهل خيرات بوده اند  اما فرزند من براي پدرش كار خيري انجام نمي دهد و سير و حركت من به سوي بهشت  آهسته و كند مي باشد .

مرد گفت : آدرس منزل فرزند شما كجاست تا به او اطلاع بدهم

روح آن مومن گفت : پسرم رخت شوي هست و شغل او گازري است و در فلان منطقه سكونت دارد

اين شخص از خواب بيدار مي شود و فرزند آن مرحوم را پيدا مي كند و شرح واقعه مي كند . و مي گويد: : فلاني پدرت از تو ناراضي هست و در عالم خواب از تو گله كرد و از تو مي خواست كه براي او خيراتي داشته باشي

پسر آن مرحوم كه وضع مالي مناسبي نداشت و كمي عصباني بود دست در زير آب دريا كرد و مشتي آب بيرون ريخت و گفت : اين مشت آب هم خيرات پدرم.

فردا شب  در خواب ديد كه پدر اين شخص لباس شوي با تندي حركت مي كند و تعجب كرد ! پرسيد داستان از چه قرار هست؟

جواب داد : آن زماني كه پسرم با عصبانيت آن مشت آب را از دريا بيرون ريخت ، در كنار ساحل دريا ماهي ريز و كوچكي در حال مردن بود و به خشكي افتاده بود ؛ وقتي پسرم آن مشت آب را به بيرون دريا ريخت و گفت : اين هم خيرات پدرم آن مشت آب بر روي آن ماهي ريخت و او هم جاني گرفت و به داخل دريا پريد ، و زنده ماند به بركت همان يك عمل اين گونه شد.

لذاست كه يك كار خوب سبب نجات يك نفر مي شود ، لذا در حديث آمده است : خيركم من اطعم الطعام و افشاء السلام وصلي و الناس نيام » [5] بهترين شما كسي هست كه اطعام طعام كند و بلند سلام كند و اهل نمازشب  باشد در زماني كه مردم در خواب هسنتد.

البته انسان بايد خودش را از همه بدتر بداند و موقع نماز شب به ياد اين حديث نباشد كه بله من از همه بهتر هستم ؛ و دچار عجب بشود .

امام سجاد عليه السلام در حديث ابوحمزه ثمالي به ما ياد داده اند و فرموده اند:« خدايا آيا در بين بندگانت از من بدتر وجود دارد «فمن يكون اسوء حال مني »  [6] با اينكه ايشان معصوم است ولي اينگونه خودش را كوچك مي بيند بخاط همين هيچ وقت نگوييد كه من خوب هستم . ولو حديث مي گويد شما خوب هستيد و اهل اطعام طعام و خيرات و نماز شب هستيد . هميشه بين خوف و رجاء باشيد

وَ كَرِّهْ إِلَيَّ فِيهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ

خدايا من را طوري قرار بده كه از فسق و معصيت بيزار بشوم و از گناه كردن بدم بيايد ، اگر گناه در نظر شما به شكل نجاست تمثل پيدا بكند هزگز گناه نمي كني

راز عصمت معصوم:

 اگر معصوم اهل گناه نيست به خاطر اين است كه ايشان باطن و حقيقت گناه را مي بينند و در منظر ايشان گناه زشت جلوه مي كند

وَ حَرِّمْ عَلَيَّ فِيهِ السَّخَطَ وَ النِّيرَانَ

خدايا غضب و آتش خودت را بر من حرام كن

خاطره :

در نجف اشرف شخصي با آيت الله سيبويه شوخي مي كرد و مي گفت شما جلوي در بهشت من را هل بدهيد تا داخل بهشت شوم ؛ من حال جهنم رفتن را ندارم ؛ خدايا ما حال جهنم رفتن نداريم ، جهنم خيلي مشكل هست ؛ انشا الله هر كسي با ولاي امير المومنين علي عليه السلام از دنيا برود به جهنم نمي رود . [7]

حديث :

امام صادق عليه السلام فرموده اند : شما ايمانتان را با خودتان بياوريد ما از شما دستگيري و شفاعت مي كنيم [8] ؛ آياتي كه در قرآن درباره شفاعت آمده است مربوط به كساني است كه با ايمان از دنيا مي روند  خد آيات دو نوع هستند ؛ بعض آيات گفته اند: « وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ » [9] و بعض آيات اينگونه است كه «مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ » [10]  يعني شفاعت نيست پس جمع بين اين دو دسته از آيات به اين است كه شفاعت نيست براي مردودين و شفاعت هست براي تجديدي ها .

قبولي ها هم شفاعت دارند منتهاي براي افزايش درجه ؛ اما نوع ما از گروه دوم هستيم ؛ يعني جزو تجديدي ها هستيم . و فقط اولياي الهي ا گروه قبولي ها  مي باشند . خدا نكند كه ما جزو مردودين باشيم

حكايت : استااد ما آقاي برهان مي فرمود : شخصي  در حالت احتضار بود ؛ هر چه شهادتين را به او تلقين مي كرديم او شهادتين را نمي گفت ! اتفاقا نفس او برگشت و حال او جا آمد و از او پرسيديم : فلاني چرا شهادتين را نمي گفتي ؟

ايشان گفت : مدتي است يك آينه قدي خريده بودم و به آن علاقه داشتم ؛ تا مي خواستم شهادتين را بگويم ، شيطان را مي ديدم كه به من مي گويد : اگر بگويي آيينه را مي شكنم  ! و بعد از اين واقعه ايشان آئينه را برد و فروخت .

 اين ها همه از عوارض محبت به دنياست ، ممكن است بخاطر يك آئينه انسان ايمانش را از دست بدهد!

بِعَوْنِكَ

خدايا همه اين دعا ها را تو خواستم ولي تا خودت كمك نكني من نمي توانم به اين امور متخلق بشوم و بدون ياري تو اين مسائل محقق نمي شوند.

 شما بايد يك قدم برداريد تا خدا هم شما را كمك كند . در روايت آمده است : اگر شما يك قدم بسوي او بر داري خداوند هروله كن بسوي تو مي دود ؛ [11] لذا نا اميد هم نباش .ولي بايد يك قدم بسوي  او برداري تا امدا هاي الهي  را ببيني

يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِين‏

يعني اي خدايي كه هر كسي كه به تو بگويد الهي پناهم بده تو پناهش مي دهي



[1] - بحارالأنوار ج : 95 ص : 33

[2] - كافي ج : 4 ص : 50

 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَيْرُكُمْ مَنْ أَطْعَمَ الطَّعَامَ وَ أَفْشَى السَّلَامَ وَ صَلَّى وَ النَّاسُ نِيَامٌ

[3] - رك: جامع الأخبار ص    169   

قَالَ ص إِنَّ أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ تَأْتِي كُلَّ جُمُعَةٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا بِحِذَاءِ دُورِهِمْ وَ بُيُوتِهِمْ يُنَادِي كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِصَوْتٍ حَزِينٍ بَاكِينَ يَا أَهْلِي وَ يَا وُلْدِي وَ يَا أَبِي وَ يَا أُمِّي وَ أَقْرِبَائِي اعْطِفُوا عَلَيْنَا يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ بِالَّذِي كَانَ فِي أَيْدِينَا وَ الْوَيْلُ وَ الْحِسَابُ عَلَيْنَا وَ الْمَنْفَعَةُ لِغَيْرِنَا وَ يُنَادِي كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ إِلَى أَقْرِبَائِهِ اعْطِفُوا عَلَيْنَا بِدِرْهَمٍ أَوْ بِرَغِيفٍ أَوْ بِكِسْوَةٍ يَكْسُوكُمُ اللَّهُ مِنْ لِبَاسِ الْجَنَّةِ ثُمَّ بَكَى النَّبِيُّ ص وَ بَكَيْنَا مَعَهُ فَلَمْ يَسْتَطِعِ النَّبِيُّ ص أَنْ يَتَكَلَّمَ مِنْ كَثْرَةِ بُكَائِهِ ثُمَّ قَالَ أُولَئِكَ إِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ فَصَارُوا تُرَاباً رَمِيماً بَعْدَ السُّرُورِ وَ النَّعِيمِ فَيُنَادُونَ بِالْوَيْلِ وَ الثُّبُورِ عَلَى أَنْفُسِهِمْ يَقُولُونَ يَا وَيْلَنَا لَوْ أَنْفَقْنَا مَا كَانَ فِي أَيْدِينَا فِي طَاعَةِ اللَّهِ وَ رِضَائِهِ مَا كُنَّا نَحْتَاجُ إِلَيْكُمْ فَيَرْجِعُونَ بِحَسْرَةٍ وَ نَدَامَةٍ وَ يُنَادُونَ أَسْرِعُوا صَدَقَةَ الْأَمْوَات‏

[4] - درر الأخبار با ترجمه، ترجمه‏فارسى، ص: 571

مشكاة الانوار: از كتاب محاسن، از حضرت امام باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود: از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله سؤال شد: كيست كه حقش بر مرد بالاتر از همه باشد؟ فرمود: پدر و مادرش و فرمود: همانا مرد به پدر و مادرش نيكوكار مى‏شود در حالى كه آنها زنده بوده‏اند، و [پس از مردن ايشان‏] بر ايشان، استغفار نمى‏كند عاق والدين مى‏شود، و به درستى كه مرد عاق والدين مى‏شود در حالى كه آنها زنده بوده‏اند و پس از اينكه ايشان مردند بر ايشان زياد استغفار مى‏كند، نيكوكار بر والدين مى‏                      

[5] - كافي ج : 4 ص : 50

[6] - مصباح‏ كفعمي ص  595

[7] - ارشاد القلوب-ترجمه سلگى    ج‏2  ص  349   

 شخصى بر «زيد بن على» وارد شد و عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه، از آنچه خدا به شما داده برايم حديث كن؟  فرمود: پدرم از پدرش از جدّش روايت كرد كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود:

هر كس ما اهل بيت عليهم السّلام را دوست بدارد، در قيامت او را شفاعت ميكنيم، و كسى كه ما را دوست بدارد با ما محشور مى‏شود و با ما وارد بهشت مى‏گردد،

 

[8] -

[9] - سوره مباركه ؛بقرة :  48

وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ

ترجمه : و از آن روز بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى‏پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مى‏شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه يارى مى‏شوند.

[10] - سوره مباركه ، بقرة :  255

اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ

ترجمه : هيچ معبودى نيست جز خداوند يگانه زنده، كه قائم به ذات خويش است، و موجودات ديگر، قائم به او هستند؛ هيچگاه خواب سبك و سنگينى او را فرانمى‏گيرد؛ (و لحظه‏اى از تدبير جهان هستى، غافل نمى‏ماند؛) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن اوست؛ كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟

[11] - پيام پيامبر، ترجمه‏فارسى، ص: 303

 از پيامبر اكرم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده است كه خداوند متعال مى‏فرمايد: «اگر كسى با اين بينش كه من زيان و نفع مى‏رسانم، مرا به دعا خواند، خواسته‏اش را روا مى‏دارم». (3) 75- از ابو ذر غفارى روايت شده است كه گفت: شنيدم: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: خداوند- عزّ و جلّ- مى‏فرمايد: «اگر كسى كار نيكى انجام دهد، مانند آن ده برابر خواهد داشت و هر آن كس مرتكب كار زشتى شود، پاداش بدى، بدى‏اى مانند آن است، يا چيزى از آن را مى‏بخشايم. و اگر كسى يك وجب به من نزديك شود، يك ذراع به او نزديك مى‏شوم، و اگر كسى يك ذراع به من نزديك شود، من به اندازه فاصله بين دو دست باز به او نزديك مى‏شوم. اگر كسى آهسته رو به سوى من نهد، رحمت من شتابان شامل او مى‏شود. و اگر كسى در حالى به ديدار من آيد كه به پرى زمين گناه همراه داشته باشد، امّا چيزى را شريك من نگرداند، در حالى به ديدارش مى‏روم كه برابر با گناهش آمرزش به او ارزانى مى‏دارم.»